دنیا همه محوه است
به آن شاخ مغیلان
به آن طره نازش . نه آن گیسوی مشکین
فقط چشم شرابش
وآن هردو انارش
قدومش همه رعنا خرامان چه وصالش
بیا باز بیبین این
منم قلب فگارش
7 دلو 1390
مهران مبارز
|
دنیا همه محوه است
به آن شاخ مغیلان
به آن طره نازش . نه آن گیسوی مشکین
فقط چشم شرابش
وآن هردو انارش
قدومش همه رعنا خرامان چه وصالش
بیا باز بیبین این
منم قلب فگارش
7 دلو 1390
مهران مبارز
+ نوشته شده توسط مهران مبارز در جمعه هفتم بهمن 1390 و ساعت
17:40 |
بلبل شهدا
ماتم سراسـت امروز هرگوشـه ای زکیهان
ای حامی جوانــان ای عمق قـلـب مایان
ای کاظمی برفتی جان را به حق سپردی
هرگـز نـمرده ای تو بلـکه حیاتی امــروز
ای مردبا دیانـت ای نام وننگ افـغان
از فیــض خون پاکت مایان دراین دیاریم
آرمان تو همین بود عمران بیــنی میهــن
آه : درعـین قهرمانی رفتی زپـــیش مایان
مایان فــقیر و ایتـام یاور دیـگر نـداریم
مهران مکن توغوغا از بهر سوگ ام هردم
مهران کابل
+ نوشته شده توسط مهران مبارز در چهارشنبه یازدهم آبان 1390 و ساعت
12:32 |
قصیده قصیده نوعی از شعر است که دو مصراع بیت اول و مصراع های دوم بقیه ی بیت های آن هم قافیه اند. طول قصیده از 15 بیت تا 60 بیت می تواند باشد. قصیده را می توان به شکل زیر تصویر کرد:......................الف///////// ...................... ب ...................... ب ////////// ...................... ج ...................... ج ////////// ...................... الف لحن و موضوع قصیده حماسی است و در آن از مدح و مفاخره و هجو و ذم و .... سخن می رود و مسائل دیگر از قبیل مسائل اخلاقی و دینی و وصف طبیعت در قصیده جنبه فرعی دارد. هر چند قصاید شاعرانی چون ناصرخسرو به موضوعات مذهبی و فلسفی و منوچهری و خاقانی به وصف طبیعت و سنایی به عرفان و مسعود سعد به حسبیه معروفند اما مضمون اصلی قصیده مدح است و در قصاید عنصری و انوری نیز موضوع اصلی مدح کردن شاهان است. قصیده قالب رایح شعر فارسی از اوایل قرن چهارم تا پایان قرن ششم است و از این تاریخ به بعد غزل اندک اندک جای آن را می گیرد اما اوج قصیده سرائی در قرون پنجم و ششم است. در قرن ششم بر اثر تحولات سیاسی و اجتماعی که رخ می دهد (بر روی کار آمدن سلجوقیان) بازار مدح از رونق می افتد و تصوف رواج می یابد و قصیده که اصل موضوع آن ستایش ممدوح در پایان شعر است جای خود را به دیگر قالب های شعری می دهد هر چند از این دوره به بعد هم قصیده دیده می شود اما دیگر قالب رایج نیست و غزل حتی وظیفه اصلی قصیده که مدح باشد را نیز بر عهده می گیرد. نمونه ای از قصیدهقصیده "بهاریه" فرخی شامل صد و بیست و پنج بیت و در مدح سلطان محمود غزنوی است که برای نمونه ابیاتی از آن نقل می شود: بهار تازه دمید، ای به روی رشک بهار بیا و روز مرا خوش کن و نبید بیار همی به روی تو ماند بهار دیبا روی همی سلامت روی تو و بقای بهار رخ تو باغ من است و تو باغبان منی مده به هیچکس از باغ من، گلی، ز نهار! به روز معرکه، بسیار دیده پشت ملوک به وقت حمله، فراوان دریده صف سوار همیشه عادت او بر کشیدن اسلام همیشه همت او نیست کردن کفار عطای تو به همه جایگه رسید و، رسد بلند همت تو بر سپهر دایره وار کجا تواند گفتن کس آنچه تو کردی کجا رسد بر کردارهای تو گفتار؟ تو آن شهی که ترا هر کجا شوی، شب و روز همی رود ظفر و فتح، بر یمین و یسار خدایگان جهان باش، وز جهان برخور به کام زی و جهان را به کام خویش گذار + نوشته شده توسط مهران مبارز در جمعه بیست و نهم مهر 1390 و ساعت
17:47 |
زادگاه ای میــهن ویران من آباد و تابان بینمت ای دوست داران وطن شادان و خندان بینمت
ا ی خطه فـرزانه ها ای عـمــق قـلـب آســیا بار دیگر ای میهن ام باشد که عمران بینمت
سالهاست که جنگ وتفرقه در هر سطوح ودامنت ویران بگشـته گلشـنت گـلزار وگلـدان بینمت
آن رادمـردان عزیز از بهـر تو جان داده انـد ای میـهـن اسـلامی ام در امـر قــران بینمت
بیدار باشید ای جهان این سرزمین وقف نیست ای دشمـنان میهـن ام ویـران وحیران بینمت
هر دم ببالــیم بهر خود ما مردم اســلامـیان ای زاد گاه مذهب ام من پاک و سبحان بینمت
هشـدار باشد بهر تان ای آن کسـان درکـمین بازا به مـثل آن قـشـون ناکام ونالان بینمت
مایان جـوانان وطـن دســت اخـوت مـیدهـیم تاهست جهان وکاینات من شهر ایمان بینمت
مـهـران زاحساسـش نوشت بردفترودیوانها دایـم ترا ای میهـن ام مدیـون یـزدان بینمت
+ نوشته شده توسط مهران مبارز در سه شنبه هجدهم مرداد 1390 و ساعت
16:9 |
کودکان هدف حمله تروریست های افغان!راه اندازی خشونت و هراس افکنی در مناطقی افغانستان کاملا با هماهنگی تروریستان ارگ نشین برای گسترش خشونت صورت می گیرد و به شکل ويژه کسانی مانند فاروق وردک .سیاف .مجددی .احدی .خرم .عضو گروه تروریستی حکمتیار و هوادار گروه تروریستی طالبان مسئول این جنایات هستند. حوادث تازه ای در گوشه ای از افغانستان روی می دهد. هر روز شمار بیشتری از مردم عزادار می شوند و هر روز تروریست های افغان جنایتی تازه مرتکب می شوند و باز هم هر روز حامیان حکومتی آن ها در ارگ ریاست جمهوری کابل برنامه ی تازه ای برای ترویج خشونت در افغانستان روی دست می گیرند .تا امتیاز بگیرند .تنها چند روزی از خبر سوء استفاده جنایتکاران افغان از کودکی 8 ساله و قتل او با بستن بمب به کمر وی نگذشته بود که از دایکندی خبر می رسد که 40 دختر دانش آموز هدف حمله این جنایتکاران قرار گرفته و بیهوش شدند. کمتر از یکماه پیش از این جنایتکاران افغان به مکتبی در منطقه پنجاب ولایت بامیان حمله کرده بودند و باز هم ده ها تن از دختران دانش آموز را مورد حمله قرار دادند و مسموم کردند. پیش از این تروریستان افغان به مکاتبی دیگر در کابل و کاپیسا حمله ور شده بودند و در موارد زیادی نیز این جنایتکاران به روی دختران تیزاب (اسید) پاشیده بودند. واضح است که این حملات از جانب گروه های تروریستی افغان مانند گروه طالبان و حکمتیار صورت می گیرد و شرم آور این است که حامیان اصلی این تروریستان در ارگ ریاست جمهوری قرار دارند و حتا وزیر معارف افغانستان می شوند. راه اندازی خشونت و هراس افکنی در مناطقی مانند دایکندی کاملا با هماهنگی تروریستان ارگ نشین برای گسترش خشونت صورت می گیرد و به شکل ويژه کسانی مانند فاروق وردک عضو گروه تروریستی حکمتیار و هوادار گروه تروریستی طالبان مسئول این جنایات هستند. جنایتکاران و چپاولگران افغان در چند قرن اخیر از هیچ جنایتی در این نقطه جغرافیایی دریغ نکرده اند. آنان تا توانسته اند و می توانند در کنار انواع جنایاتی که انجام داده و می دهند، دست به تخریب گسترده پایه های آموزشی، فرهنگی و تمدنی می زنند و با هر گونه نشانه های تمدن و فرهنگ مقابله می کنند.
+ نوشته شده توسط مهران مبارز در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت
13:25 |
به کی اعتماد کنیم (به نماینده مردم .طالبان .کرزی) هما سلطاني نماينده مردم غزني درمجلس نماينده گان بارديگرازآماده گي طالبان براي مذاكره با دولت خبرداد. خانم هما سلطاني درماه گذشته هم طي يك كنفرانس خبري مشترك با ملا عبدالبصير يك فرمانده پيشين جهادى گفته بود كه آنان طرح صلحى را آماده كرده اند كه ملامحمد عمر رهبرگروه طالبان هم آنرا پذيرفته وبا ارسال نامه اي به رياست جمهوري ،رئيس جمهوركرزي وملامحمد عمر رهبرگروه طالبان را روي ميز مذاكره مي نشانند كه اين اظهارات خانم سلطاني از سوي برخي ازمردم ولايت غزني يك كلاه گذارى خوانده شده و هم مقامات دررياست جمهوري اين نامه را دور از واقعيت خوانده بودند. درهمين حـال احمد شاه احمدزي يكي ازمجاهدين پيشين، روز گذشته با خبرگزاري(انترپريسيزسرويس) گفته است كه يك گروه مقامات طالبان موضع سازمان شان را درمورد آغازمذاكرات صلح چند روز پيش باوي درميان گذاشته اند. احمدزي افزود :طالبان گفته اند همينكه امريکايى ها بگويند ما حاضر به بيرون رفتن هستيم آنها با ايشان داخل مذاكره ميشوند. تلاش اين باشنده گان كشور براي مذاكره طالبان بادولت ويا امريکايى ها درحالي صورت ميگيرد كه شوراي عالي صلح افغانستان نيزتلاش هايى را در اين راستا انجام داده، اما به نتيجه نرسيده اند. استاد برهان الدين رباني رئيس شوراي صلح افغانستان كه روزپيش درجلسه شوراي عالي علماي افغانستان صحبت ميكرد گروه طالبان را مربوط به پاكستان دانسته و گفته است كه اگر پاكستاني ها به صداقت درمذاكره صلح افغانستان وارد شوند وازحمايت طالبان دست بردارند صلح درافغانستان قايم خواهد گشت. + نوشته شده توسط مهران مبارز در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت
12:29 |
طالبان کبست و چی میخواهند؟ طالبان به معنای طلبهها (جمع: طلاب)، نام گروهی از شبه نظامیان مخالف دولت افغانستان است که دارای عقاید دگم مذهبی و وابسته به مکاتب حنفی و وهابی در دین اسلام و باورهای قبیلههای (پشتونوالی) است. طالبان در افغانستان و جهان عرب به کسانی گفته میشود که در مکاتب و مدارس دینی تعالیم اسلامی را فرا میگیرند. پرچم رسمی طالبان در ده اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی در اوج جنگهای داخلی افغانستان گروهی وارد منطقه سپین بولدک ولایت قندهار در جنوب افغانستان شدند و نام خود را «تحریک اسلامی طلبای کرام» نهادند. در میان رهبران طالبان اعرابی وهابی از عربستان سعودی وجود دارد. حمایتهای مکرر و پنهان عربستان سعودی از طالبان ادامه داشت و آنها با شعار جهاد با شرک و کفر و اینکه هر کس کشته شود به بهشت خواهد رفت به زودی پیروان زیادی از افغانستان و پاکستان پیدا کردند. پیشروی سریعطالبان بزودی مناطقی در جنوب افغانستان را که زیر تسلط دولت مجاهدین به رهبری برهانالدین ربانی بود اشغال نمودند آنها یک ماه و دو روز پس از اعلام موجودیت ولایت قندهار چهارمین ولایت مهم افغانستان را تصرف کردند. طالبان به پیشرویهای خود ادامه میدادند و تعدادی از ولایات را بدون جنگ یکی پس از دیگری را اشغال مینمودند که به ترتیب ولایات دیگری میدان وردک، لوگر، خوست، هرات، جلال آباد و کابل رابا اندک درگیریهای تا تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ به تصرف خود در آوردند. ورود به کابلطالبان ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ کابل پایتخت افغانستان را تصرف کردند. آنان به محض ورود دکترمحمد نجیبالله احمدزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و برادرش شاهپور احمد زی را کشتند و جنازه هایشان را در چهارراه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان به نمایش گذاشتند. سپس به تدریج سه چهارم خاک افغانستان را متصرف شدند.غزنیه نیز تصرف شد . امارت اسلامیطالبان سپس نام حکومت خود را امارت اسلامی افغانستان گذاشتند و تشکیلات خود را از طریق رادیو افغانستان اعلان نمودند. کشورهای پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی تنها سه کشوری بودند که طالبان را به رسمیت شناختند. حلقه رهبریحلقه رهبری طالبان را کسانی تشکیل میداد که تعدادی از آنان هیچ گاه دیده نشدند و با رسانه صحبت نکردند و تصویری از آنان مشاهده نشدهاست. در مجموع رهبری طالبان در آنزمان را میتوان به سه قسمت تقسیم کرد
در مجموع افراد زیر حلقه رهبری طالبان را تشکیل میدادند.
اعضای شورای مرکزی
حکومتی متفاوتتعدادی از مردم افغانستان به علت خستگی از جنگهای داخلی طالبان را ترجیح میدادند. اما طالبان با دیدگاهی بسته و افکاری متفاوت با محیط و جهان برخورد کردند و به نوعی با بازگشت به نگرشهای مذهبی و با زیر فشار قرار دادن مردم موجبات نارضایتی قشر کثیری از مردم افغانستان را فراهم ساختند. آنها نام حکومت افغانستان از جمهوری اسلامی به (امیرنشین) (امارت اسلامی افغانستان) تبدیل نموده و رهبر خود (ملا محمد عمر) را به عنوان امیرالمومنین معرفی نمودند. قطع نامههای مکرر شورای امنیت را نادیده گرفتند و تعدادی از خارجیان را اخراج نمودند. حکومت طالبان با رادیو، تلویزیون، موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی و آثار هنری مخالف بودند و مجسمههای بودا در بامیان را که از جمله غنائم فرهنگی و باستانی افغانستان بود را منهدم ساختند. آنها به زنان نیز اجازه نمیدادند تا به تنهای از خانههایشان بیرون شوند. مجازات لواطکاران و زناکاران مرگ بود و کسانی که دزدی مینمودند دستشان باید قطع میشد. مردم را بزور از مغازههایشان به مساجد برای ادای نماز میفرستادند. ریش مردان را در نظام طالبانی باید بلند میبود و موهای سرشان را میبایست کوتاه مینمودند هر چند طالبان پخش هرگونه اخبار مبتنی بر اختلاف میان این گروه را پنهان نگه میداشتند، اما گاهی خبرهایی از ایجاد اختلافات میان تندروان و میانه روان تراوش میکرد. اتهام به طالبانگروههای مخالف طالبان همواره، سعی بر این داشتند تا جهانیان را متوجه این موضوع بسازند که طالبان از سوی سازمان استخباراتی پاکستان رهبری میشوند، در حالیکه این اتهام مدام از سوی طالبان رد گردید و در عین حال پاکستان بزرگترین دوست طالبان شناخته میشد. گروههای مجاهدین به این عقیده بودند که پاکستان به خاطر عدم توجه دولتهای افغان به خط دیورند حاضر به مشاهده امنیت و حاکمیت یک دولت مقتدر در افغانستان نیستند. طالبان و بن لادنبن لادن اصلیت عربستان سعودی. پدر وی ۵۷ فرزند داشت. بن لادن سرمایه دار مخالف حکومت عربستان سعودی به بهانه کمک به طالبان یک سال بعد از استقرار نظام طالبان با هواپیمای شخصی خود وارد جلال آباد شد و مورد استقبال مقامات طالبان قرار گرفت. در پی حملات تروریستی به برخی از قرارگاههای نیروهای آمریکائی در برخی از کشورها در آفریقا و آسیا، ایالات متحده بن لادن را مسئول این حملات عنوان نمود. هنوز برخی بر این عقیدهاند که انفجارات سیاست خاص آمریکا برای مخدوش ساختن افکار مردم جهان بودهاست و اسامه بن لادن دست پرورده نظام ایالات متحده بوده ولی در عوض این اظهارات از سوی هواداران و اطرافیان بن لادن همواره به شدت رد شدهاست. طالبان و حمله تروریستی یازده سپتامبرحمله تروریستی یازده سپتامبر به نوعی طالبان را با یک مشکل جدید روبرو ساخت. آمریکا در یک اقدام عاجل اسامه بن لادن رهبر گروه اسلام گرای القاعده را مسئول این حملات عنوان کرد و از گروه طالبان خواست تا وی را در اولین فرصت به آمریکا تحویل دهد، اما طالبان به هیچ وجه حاضر به تحویل اسامه بن لادن به آمریکا نشدند. شکست طالبانبا وقوع حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر و عدم تسلیم بن لادن به آمریکا از سوی طالبان، بهانه حمله به افغانستان در اختیار آمریکا قرار گرفت. ایالات متحده آمریکا به تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله نمود طالبان با همکاری اعضای جبهه مخالف طالبان (مجاهدین سابق) شکست خوردند و حامد کرزی رئیس جمهور دولت موقت افغانستان گردید. پیدایشطالبان پس از مدتی کوتاه مجدداً اعلان موجودیت نموده و با حاکمیت افغانستان مخالفت ورزیدند. دولت افغانستان این بار نیز پاکستان را به حمایت پی در پی از طالبان متهم نمود. طالبان در ظهور مجدد خود بیشتر در مناطق جنوبی افغانستان، با نیروهای بینالمللی و افغان درگیر شدند. مناطق جنوبی افغانستان هم اینک صحنه نبردهای خونین میان شبه نظامیان طالبان و نیروهای ناتو و افغان است. در این درگیری ها محقق و دوستم پیشتازان بودند
+ نوشته شده توسط مهران مبارز در دوشنبه سوم مرداد 1390 و ساعت
16:23 |
هجران
به چشم تر به رنگ زرد تجلا میکنم هر روز به پیش حضرت سبحان نجوا میکنم هر روز
شبی یارم بمن گفتا که نفرت دارم از عشقت به این حرف عزیز خویش ندا میکنم هر روز
ولی حلا بدانستم که عاشق را خوابی نیست همه خواب ها و رویا را معنی میکنم هر روز
چرا گم کرده ای خود را به مثل جن و بسم الله ترا گم میکنم هر شب پیدا میکنم هر روز
خدایا این چه دنیای ست مهر نیست در انسان به چشم خویش دوزخ را تماشا میکنم هر روز
اگـریارم نـیایـد سـوی من مجـنون خواهـم شد زحدش بیش با یارم مدارا میکنم هر روز
چـنان عشـق ام تبا گردید ازحجرانت ای دلبر که این ماتم سرای را به تنها میکنم هر روز
همیشه بهر تو گفتم که من جز تو نمیخواهم حضورم را ز چشم تر حاشا میکنم هر روز
دلـم فـریاد میخواهـد ولی ترســم ز رسـوای چرا خم خم ولی حالا هویدا میکنم هر روز
چرا (مهران) نمیدانی که انسان را وفای نیست
بـیا زخم های قلـبت را مـداوا میکنم هر روز
شعر از:مهران ثور86 پشاور + نوشته شده توسط مهران مبارز در شنبه سوم اردیبهشت 1390 و ساعت
18:18 |
صلح
فریاد میزنم ازبرای صلح
برای صلح
صلح برایم جالب است
صلح از حرف های زیبا ساخته شده است
در آوان طفولیت ام پدرم
با قلم با د ستانم ودستانش
دستانم را میگرفت مینوشت
ا.ب........ی
من ازطفلیت با الفبا آشنای دارم
صلح برایم دوست داشتنی است
وازجنگ نفرت دارم
یادم می آید که برای اولین بار پدرم کلمه صلح را نوشت
نوشته بود که
ما صلح را دوست داریم
میخواهم که به بالای دروازه های خانه ها حتی دکا کین وشهرها و.....
نوشته باشد
زنده باد صلح ومرگ به جنگ
شعر از: مهران سنبله 86 ننگرهار
+ نوشته شده توسط مهران مبارز در شنبه سوم اردیبهشت 1390 و ساعت
18:15 |
خداوندگار بلخ
شمس آمد شمس رخشید تاریخ زرین داریم خورشید ز بلخ تابید تاریخ زرین داریم
بلخی چو به شمس پیوست ایام مریدی شد چـون سال مریـد نامید تاریخ زرین داریم
بلبـل به چـمـن عشـاق ازدیــدن آن گـلهـا آن گل چو یکش بوهید تاریخ زرین داریم
یک حـرف زمـولانا برگــوش تو گــر آید برذهـن تومـی رویـد تاریخ زرین داریم
رومـی چو بـشد سالار درمسلک عرفـانی هرجا سخنش جوشید تاریخ زرین داریم
زیـن دانـش وعرفانـش جهـان به اومینازد جــلال زبلــخ جلـیـد تاریـخ زرین داریم
فــرخـنـده بـود افـغان بر مرد کهـن هر دم افغان به جهان غرید تاریخ زرین داریم
قـنیـه برفـت ازبلـخ دستـور خـدای بــود ازهجرت او (ص) فهمید تاریخ زرین داریم
(مهران) زتـن موتـش بروصـف مـــحـمــد چون روح به تنش دمید تاریخ زرین داریم
شعر از: مهران + نوشته شده توسط مهران مبارز در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 و ساعت
19:11 |
رویا
ترا من دوست دارم گربخواهی گرنخوای ازغمت من نخوابم گربخوابی گرنخوابی بهرتوشعرسرایم گربخوانی گرنخوانی تا سحرنام توجویم گربجوی گرنجوی دل من مهرتو دارد گرتو داری گرنداری دیده ام جای توباشد گربدانی گرندانی من که بیمارتو هستم گربپرسی گر نپرسی جان به راه توسپارم گربمانی گرنمانی عشق ورزم به گلم گر بورزی گرنورزی قلب من قلب تو باشد گرتوباشی گرنباشی من بیایم به سراغت گربیای گرنیای دل من سوی تو آید گر گزاری گرنزاری چشم من چشم تو بیند گربیبنی گرنبنی دست من دست توگیرد گربگری گرنگیری راه من راه تو باشد گربیای گرنیای روح مهران به تو نازد گربنازی گرننازی بهرتو بازبگویم گرتو هستی گرتونیستی شده ام عاشقت ای گل به همه عالم هستی
مهران ثور 89
میربهادر واصفی
میر بهادر "واصفی" فرزند میر محمدنبی "واصف" و نواده میر محمد نبی "احقر" از میران بدخشان بوده در چهارم حمل ( 1316) هجری شمسی در قریه سید های غیلاوک تیشکان(ولسوالی کشم ولایت بدخشان) در یک خانواده فرهنگی دیده به جهان گشود وی ابتدا تعلیمات دینی ،ادبی وفرهنگی را نزد پدر روان شادش میر محمد نبی "واصف" که ادیب ،عارف وشاعر مشهور وقت بوده و صاحب دیوان است فراگرفته وبعد از آنکه از قریه سید های غیلاوک تیشکان به مرکز کشم "مشهد" بدخشان نقل مکان و مسکن گزین میشوند شامل ابتداییه ای جر شاه بابا ی کشم شده وبعد در سال( 1336) شامل متوسطه ابن سینای کابل واز آن شامل دارالمعلمین کابل گردیده در سال( 1341) به سویه ای بک لوربا فارغ شد. ابتدا به حیث معلم در لیسه غازی کابل وبعد به حیث معاون ومدیر لیسه ها ،مفتش ومعاون معارف ولایات بدخشان وتخار ایفای وظیفه کرده است . در سال( 1353) به حیث نماینده معارف ولایات شمال شرقی (بدخشان،تخاروبغلان) در قطار شش تن از نمایندگان معارف کشور به غرض فرا گرفتن اداره ومعارف داری از طریق پروگرامهای ملل متحد به کشور هندوستان اغزام وبعداز آن هم وظایف مختلفی را در وزارت های معارف ،آب وبرق و تجارت الی نیمه ای سال(1371 ) انجام داده است طوری که گفته شد واصفی در فامیل تولد یافته که اسلاف گذشته گان وبزرگان واکثر اعضای فامیلش شاعر وصاحب دیوان بوده ومحیط فامیلش کانون فرهنگی شعر سرای ، طبع آزمایی،مثنوی خوانی ،شهنامه خوانی وحافظ ،سعدی وبیدل خوانی بوده از این جاست روی استعداد خدادادی که داشته از سن نه سالگی به شعر سرایی آغاز ومورد تشویق بزرگان قرار گرفته که اکنون دیوان او با آنکه قسمتی از دفتر اول اشعارش از نزدش مفقود شده بالغ به (بیست وچهارهزارویکصدو چهل سه) بیت میرسد در حالیکه بر علاوه آن سه صد حکایت انتباهی لقمان حکیم وکلیله ودمنه را نیز به نزم درآورده است که هر کدام بالترتیب حاوی (سه هزاروهفت صدو چهل وهشت )و(پنج هزارونه صدو هشتادوهفت) ابیات است که درینصورت اشعار واصفی تا کنون بالغ به (سی وسه هزاروهشتصدو شصت وهشت ) بیت می شود که قسمتی عمده ای آن در سه جلد چاپ گردیده ویک قسمت آن مصلحتآ از چاپ بازماند. میر بهادر "واصفی " که در قید حیات است 68 ساله بوده دو خانم ،پنج پسر و یازده دختر دارد.نمونه ای از اشعار "واصفی" امشب از سر تا به پا ممنون احسان تو ام همچو شبنم درشعاع مهررخشان تو ام قامت کو از گرانی هااحسان خم شود اندکی برمن که من از پیش قربان توام اینقدر چون مهر گرم از لطف احسانم مکن سایه پرور سبزه سبزی به دامانم مکن افتخار بیش ازاین نبود چون گرد وفا پای بوس انتظار خط جولان توام در محبت امتیاز ذره خورشید نیست هر چه بی سرمایه باشم از دبستان تو ام واصفی تا زندگی باشد به رمز یک دلی از شکست رنگ هر بزمی به فرمان تو ام + نوشته شده توسط مهران مبارز در یکشنبه هفدهم بهمن 1389 و ساعت
20:8 |
|
|